ميرزا محمد على وفا زواره اى

197

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

فايض 151 اسمش ابو القاسم ، جوانى است خردسال پسنديده احوال . از مستعدين كسبه اصفهان خلدنشان است . با آنكه از حسن صورى و معنوى ، بىبهره نيست ، باوفاست و با وجود وصف شاعرى با شرم و حيا . ازآنجاكه هواى مدحت‌سرايى بندگان شرايع‌اركان سركار عنايت‌شعار قدوة الايام مقتدى الانام - ادام اللّه بدوامه الاسلام - او را در سر است ، اميد هست كه در هر فنّى از فنون ، خاصّه در شعر ، روزافزون ، ترقّى نمايد . با آنكه نخستين قصيده‌اى است كه در مديح خدّام سعادت فرجام آن جناب مستطاب گفته ، درست بسته و خوب از عهده برآمده است . منتخب آن ثبت شد . « 1 » قصيده نوبهار است و هواى باغ ، طرز ديگر است * در دهان لاله ، گويى ژاله ، لؤلؤى تر است شاهد گل ، حور عين است و گلستان است خلد * جوىها جارى در او مانند آب كوثر است غرقه در خون لاله ، همچون صيد بسمل در چمن * شاخ گل را تا همى از خار بر كف خنجر است عكس لاله ، كرده رنگين ، بوستان را آن چنانك * خاك باغ و بوستان ، گويى سراسر اخگر است عندليبان خوش‌الحان بر سر هر شاخ گل * راست پندارى برهمن را هواى آزر است

--> ( 1 ) - در اين سفينه ثبت شد